شما عضو انجمن سپاهان نیوز نیستید و یا با نام کاربری خود وارد نشده اید. لطفا برای ثبت نام اینجا کلیک کنید.
|
||||||
![]() |
|
|
#1 |
|
محل سکونت: کوچه پس کوچه های زندگی
نوشته ها: 5,392
نوشته ها: 5,392
تشکر از دیگران: 9,213
تشکر شده 13,280 بار در 3,947 پست
تیم محبوب: سپــــــــــــاهان. رئال منچستر
بازیکن محبوب: محرم.هادی.احسان.رونالدو.کاسیاس
مربی محبوب: الکس فرگوسن.دل بوسکه
|
معرفی شخصیت های اصفهان زیبا |
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از golden_boy عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#2 |
|
محل سکونت: کوچه پس کوچه های زندگی
نوشته ها: 5,392
نوشته ها: 5,392
تشکر از دیگران: 9,213
تشکر شده 13,280 بار در 3,947 پست
تیم محبوب: سپــــــــــــاهان. رئال منچستر
بازیکن محبوب: محرم.هادی.احسان.رونالدو.کاسیاس
مربی محبوب: الکس فرگوسن.دل بوسکه
|
مدرس كه از روحانیون به نام اصفهان و از رجال سیاسى برجسته كشور و از مبارزین خستگىناپذیر میهن ما مىباشند. داراى خاطرات و سرگذشتهاى جالب و عبرتآموز و شوخىهاى شیرین و دلچسبى است. مدرس در حدود سال 1287 قمرى در قریه كچو از توابع اردستان متولد شد و در سن شانزده سالگى به اصفهان آمد و سیزده سال در آنجا مشغول تحصیل شد و بعد به عتبات عالیات مشرف گردید و در نجف اشرف ماندگار شد و محضر علما و بزرگان آن زمان را درك و بعد از هشت سال به اصفهان بازگشت و در مدرسه »جده كوچك« مشغول تدریس فقه و اصول شد و در دوره دوم مجلس شوراى ملى به مجلس رفت و چند دوره را پشت سر گذارد و سپس به عراق و سوریه و اسلامبول مسافرت نمود در طول زندگى چندین بار به جان او سو قصد شد و از آنها به طور معجزه آسا جان سالم به دربرد و عاقبت در زندان به شهادت رسید. براى آشنایى بیشتر خوانندگان گرامى با شرح حال مدرس خلاصه چند نظر را درباره ایشان در این جا نقل مىكنیم. حبیب الله نوبخت از نمایندگان هم دوره مدرس درباره او مىنویسد: مدرس مرد دیپلماسى بود. دانا و آگاه بود مدیر بود، مجتهد بود، بى باك بود. چالاك بود و چشم و دل باز بود، بلند نظر بود خطیب بود، خوش محضر بود، لطفیه گوى و بهانه جوى و مطایبه گر بود. در مزاح كردن شوخ بود، در محاوره و جدل گستاخ بود بیشتر بد مىگفت و كمتر بد مىكرد. مخالف بود اما دشمن نبود، كینه دور بود ولى انتقامجو نبود، مضمون مىگفت قصه مىساخت،، لطیفههاى دلچسب داشت، انبوهى سخره و استهزا ذخیره كرده بود و گاه و بیگاه بار دشمن مىكرد، از هرز گفتن باكى نداشت دشمن را هر قدر كه قوى بود از خود كم مىگرفت. از دارایى دنیا یك كلك )منقلى كه از گل مىساختند( داشت با یك انبر یك كاسه چوبى به گوشه اطاقش بود كه در آن تنباكو نم كرد. یك تسبیح گلى داشت كه با دانههاى آن مخالفین خود را شماره مىكرده واى به جاى آنكه در این دایره مىافتاد. خواجه نورى در كتاب بازیگران عصر طلایى درباره مدرس مىنویسد، در رژیم مشروطه آن دوره قدرت معنوى فقط در دست سه طبقه بود: اول روحانیون و دوم نمایندگان مجلس و سوم لیدرهاى حزب و مدرس هم در مركز اولى بود و هم در قلب دومى و هم لیدر سومى این بود كه اطرافیان سیاسى و كسانى كه سیاست خاصى را پیشه داشتند. فهمیدند با چه حریف كاردان و ورزیدهاى روبرو هستند كه برخلاف تصور نه تنها آرام و منزوى نیست بلكه بر عكس مرد مبارزه و سیاستمدارى نابغه است. على مدرس نوه مدرس بهتر از همه مدرس را شناخته و توصیف مىكند مردى است كه جهان زیبا و پهناور و دنیا را به چشم حقارت نگریسته و به مال و منال آن پشت پا زده و كارى را كه هیچ كس جز انبیا و اولیا خداوند نمىتوانستند انجام دهند عملاً انجام داده است. مدرس مىتوانست به كمى سازش با حكومت وقت و عمال آن داراى مقامات عالیه و ثروت بى پایان گشته و عمرى خود و فرزندانش در پناه آن با كمال آسایش بسر برند. مدرس در تمام عمر ترس را به خود راه ندارد و حس طمع و دنیا پرستى را در وجود خود كشت تا همانطور كه دیدیم در مقابل منافع كشور و ملت از مال و مقام كه سهل است از جان خویش هم گذشت شاید اگر مدرس را نمىكشتند امكان داشت چنین افتخارى و محبوبیتى كسب نكند ولى آنانكه او را خار سر راه خود دانسته كشتند به جاى نابودى بر افتخار و عظمت او افزودند به این ترتیب مدرس با بذل جان خویش توانست در میان مردم لقب قربانى آزادى را به دست آورد و در دنیا مظهر فداكارى و شجاعت معرفى شود. از مدرس خاطرات شیرین بسیارى نقل شده است و ما در اینجا تنها به تعداد معدودى از آنها اشاره مىكنیم. |
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از golden_boy عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#3 |
|
محل سکونت: کوچه پس کوچه های زندگی
نوشته ها: 5,392
نوشته ها: 5,392
تشکر از دیگران: 9,213
تشکر شده 13,280 بار در 3,947 پست
تیم محبوب: سپــــــــــــاهان. رئال منچستر
بازیکن محبوب: محرم.هادی.احسان.رونالدو.کاسیاس
مربی محبوب: الکس فرگوسن.دل بوسکه
|
سید محمد على جمال زاده نویسنده معروف و صاحب قلم ایرانى كه آثار بسیارى از خود به یادگار گذاشته است به شهادت كتاب ((سر و ته یك كرباس)) كه همه اش درباره خاك پاك اصفهان و شرح اصل و نسب ایشان مى باشد، اصلاً اصفهانى است و شاید عمده شیرینى كلام و روانى قلم وى هم به خاطر اصفهانى بودن ایشان جمال زاده در چند قسمت از كتاب ((اصفهان)) و ((سر وته یك كرباس)) یا ((اصفهان نامه)) و بالاخره ((كشكول جمالى)) به شیرین كارى و زرنگى اصفهانى ها اشاره كرده است .
|
|
|
|
| 2 کاربر برای این پست سودمند از golden_boy عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#4 |
|
محل سکونت: کوچه پس کوچه های زندگی
نوشته ها: 5,392
نوشته ها: 5,392
تشکر از دیگران: 9,213
تشکر شده 13,280 بار در 3,947 پست
تیم محبوب: سپــــــــــــاهان. رئال منچستر
بازیکن محبوب: محرم.هادی.احسان.رونالدو.کاسیاس
مربی محبوب: الکس فرگوسن.دل بوسکه
|
[img width=300 height=225]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/0/0a/%D9%85%D9%82%D8%A8%D8%B1%D9%87_%D8%AD%D8%A7%D8%AC_ %D8%A2%D9%82%D8%A7_%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85_%D8%A7 %D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8.JPG/300px-%D9%85%D9%82%D8%A8%D8%B1%D9%87_%D8%AD%D8%A7%D8%AC_ %D8%A2%D9%82%D8%A7_%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85_%D8%A7 %D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8.JPG[/img] [img width=15 height=11]http://bits.wikimedia.org/skins-1.5/common/images/magnify-clip.png[/img] مقبره حاج آقا رحیم ارباب [img width=300 height=400]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/b/be/%D8%B3%D9%86%DA%AF_%D9%82%D8%A8%D8%B1_%D8%AD%D8%A7 %D8%AC_%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85 _%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8.jpg/300px-%D8%B3%D9%86%DA%AF_%D9%82%D8%A8%D8%B1_%D8%AD%D8%A7 %D8%AC_%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85 _%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%A8.jpg[/img] [img width=15 height=11]http://bits.wikimedia.org/skins-1.5/common/images/magnify-clip.png[/img] سنگ قبر حاج آقا رحیم ارباب
حاج آقا رحیم ارباب (زاده ۱۲۹۷ هجری قمری برابر ۱۲۵۹ خورشیدی - درگذشته ۱۹ آذر ۱۳۵۵ خورشیدی) یکی از علمای مشهور اصفهان است. وی که در کسوت روحانیت بود ولی به رسم ایشان عمامه نگذاشت و همیشه کلاه پوستی بر سرداشت. گفتنی است که او فقط هنگام نماز به رسم اجداد خود عمامهای کوچک به سر می گذاشت. همچنین او معتقد به وجوب تعیینی نماز جمعه بود و خود در اصفهان نماز جمعه برپا میکرد. حاج آقا رحیم ارباب در سال ۱۲۵۹ خورشیدی در چرمهین از توابع شهرستان لنجان استان اصفهان به دنیا آمد. خاندان آقا رحیم ارباب از بزرگان دهاقین و معتمدان چرمهین و بسیار توانگر بودند و بدین سبب به لقب ارباب خوانده میشود.شاگردان از شاگردان مشهور حاج آقا رحیم ارباب که همگی به زهد، علم و تقوای ایشان اشاره میکنند به شرح زیر است:
|
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از golden_boy عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#5 |
|
محل سکونت: کوچه پس کوچه های زندگی
نوشته ها: 5,392
نوشته ها: 5,392
تشکر از دیگران: 9,213
تشکر شده 13,280 بار در 3,947 پست
تیم محبوب: سپــــــــــــاهان. رئال منچستر
بازیکن محبوب: محرم.هادی.احسان.رونالدو.کاسیاس
مربی محبوب: الکس فرگوسن.دل بوسکه
|
حسامالدین سراج وی سرپرستی گروه موسیقی سنتی ایرانی «بیدل» را نیز به عهده دارد. حسامالدین سراج در سال ۱۳۳۷ در اصفهان زاده شد. وی فرزند سید محمدرضا سراج است و دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس معماری از دانشگاه شهید بهشتی میباشد. وی ، موسیقی را از سیزده سالگی با آموختن تنبک آغاز کرد . سپس سنتور را نزد استاد ساغری آموخته و برای تکمیل آن از اساتیدی چون فرامرز پایور ، رضا شفیعیان و پشنگ کامکار بهره گرفت . همچنین در زمینهٔ آواز از محضر مرحوم استاد محمود کریمی و استاد محمدرضا شجریان استفاده کرد. بزرگترین مشوق وی در تحصیل علم و هنر مرحوم پدرش بود . ایشان بر علوم قدیمه و ادبیات احاطه داشت و از صدای خوش آهنگی برخوردار بود و با اساتید ادب و هنر نظیر استاد جلال الدین همائی , استاد تاج اصفهانی , استاد حسن کسائی و ..... حشر و نشر داشت , به همین جهت فضائی مستعد برای تربیت فرزندانش فراهم آورده بود. در چنین محیطی جوانه های عشق و علاقه به شعر و موسیقی در جان و دل وی شکوفا شد .[sup][۱][/sup] وی علاوه بر آواز ، در برخی از آثارش آهنگسازی را نیز به عهده داشته و با نواختن سنتور و سهتار نیز آشنایی دارد. همچنین در دانشکده هنرهای زیبا بحثی تحت عنوان شناخت هنر را تدریس میکند. او ، علاوه بر ایران، کنسرتهای فراوانی در کشورهای مختلف داشتهاست. |
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از golden_boy عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#6 |
|
محل سکونت: کوچه پس کوچه های زندگی
نوشته ها: 5,392
نوشته ها: 5,392
تشکر از دیگران: 9,213
تشکر شده 13,280 بار در 3,947 پست
تیم محبوب: سپــــــــــــاهان. رئال منچستر
بازیکن محبوب: محرم.هادی.احسان.رونالدو.کاسیاس
مربی محبوب: الکس فرگوسن.دل بوسکه
|
ماجراهاى حاجى محمد ابراهیم كرباسى
حاجى محمد ابراهیم كرباسى كه بعضى از نویسندگان وى را كلباسى گفتهاند و از بزرگترین علما و زهاد قرن دوازدهم هجرى است كه در زهد و تقوى و احتیاط معروفیت تمام داشت و از این جهت زبان زد و مردم ایران بود. كرباسى در روز نوزدهم ماه ربیع الثانى سال 1180 در اصفهان متولد و شب پنجشنبه ماه جمادى الاولى سال 1261 هجرى قمرى وفات یافت و در بقعه مقابل مسجد حكیم در اصفهان مدفون گردید حال آنكه مجموع دارایى این روحانى بزرگوار را بعد از مرگش دوازده قران تخمین زدهاند. دكتر لطف الله هنر فر درباره حاجى كلباسى مىنویسد: حاجى كلباسى یكى از دانشمندان اسلام است كه از لحاظ علم و فضیلت كمتر نظیر او دیده شده وى از آن دسته انسان هایى است كه ساعتى از عمر خود را به غفلت طى نكرده و پیوسته به تعلیم و تعلم و تهذیب نفس مىكوشند ولى هنگامى كه یكى از اجناس گران مىشد آن را مصرف نمىكرد، براى اینكه با فقرا شركت داشته باشد. دكتر احسانى طباطبایى درباره سادگى مرحوم كلباسى چنین نوشته است: تجاهل و خود را به نفهمى زدن هم وسیله پیشرفت خیلى از كارهاست، مسلم است كه عده زیادى از رجال در قدیم تمام مقاصد خود را از این راه انجام مىدادهاند. به قول یكى از نویسندگان فرنگستان زرنگ به كسى باید گفت كه مردم نفهمند او زرنگ است یعنى زرنگ باشید و تظاهر به زرنگى نكنید. در ایران قدیم الایام اشخاص به عللى زرنگى خود را مخفى كرده و خود را سفیه قلمداد مىكردند كمااینكه از مرحوم كلباسى حكایاتى ذكر مىكند كه دلیل سادگى آن فقیه فقید است. از حاج آقا كلباسى لطیفههاى شیرین و خواندنى بسیارى نقل شده است و آنچه در صفحات بعد مىآید، نمونهاى از آنهاست. [hr] حاج كرباسى و مرده شوى شوخ بنا به نوشته مهدى پرتوى آملى حاجى محمد ابراهیم كرباسى غالباً مرافعات و محاكمات مردم را به سایرین روحانیون محول مىكرد و چنانچه ضرورتى ایجاد مىنمود كه در امر »شهادتى« رسیدگى كند. قبلاً از مسائل شرعیه كه مربوطه به حرف و شغل شاهد بود سوال مىكرد تا صلاحیت و شایستگى شاهد بر او مسلم گردد. از جمله مىگویند مرده شویى براى شهادت نزد كلباسى رفت. مرحوم كلباسى ابتدا احكام و آداب غسل میت را از غسال پرسید، غسال كه مرد ظریف و شوخ طبعى بود پس از آنكه تمام سئوالات مرحوم كلباسى را جواب داد آنگاه از باب مطایبه و شوخى گفت: چیزى هم در آخر كار به گوش میت مىگویم. حاجى پرسید: آن چیست؟ غسال گفت: به او مىگویم خوشا به سعادت تو كه مردى و براى شهادت نزد حاج كلباسى نرفتى.[/hr] |
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از golden_boy عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#7 |
|
محل سکونت: کوچه پس کوچه های زندگی
نوشته ها: 5,392
نوشته ها: 5,392
تشکر از دیگران: 9,213
تشکر شده 13,280 بار در 3,947 پست
تیم محبوب: سپــــــــــــاهان. رئال منچستر
بازیکن محبوب: محرم.هادی.احسان.رونالدو.کاسیاس
مربی محبوب: الکس فرگوسن.دل بوسکه
|
استاد محمود فرشچیان:
محمود فرشچیان در سال 1308 شمسی در اصفهان، دیده به جهان گشود. پدرش، حاج غلامرضا فرشچیان، از تجار فرش بود و در کار هنر قالی بافی دست داشت. این زمینه مساعد برای پرورش ذوق و شوق او در راه آشنایی با هنر موثر افتاد. از سالهای پیش از مدرسه از روی نقشه های قالی طرح میزد، تا به تدریج دستش در کار نقش پردازی روان گردید. فرشچیان در طی تحصیلات مقدماتی در محضر استاد میرزا آقا امامی اصفهانی هنرمند چیره دست و پرآوازه دیار اصفهان، به آموختن نقاشی دلبستگی تمام پیدا کرد و دل در گرو نقشهای زیبا بست. او از کار هنر احساس رضایت و شادمانی داشت. از کلاس هفتم دبیرستان فرشچیان قدم به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جایگاه عاشقی، زیر نظر استاد عیسی بهادری، استاد نابغه و توانمند نقاشی قالی، مینیاتور، نقاشی رنگ و روغن، به فراگیری اصول و مبانی طراحی نقوش سنتی (نقشه قالی، تذهیب، مینیاتور) پرداخت. بدون شک نقش استاد عیسی بهادری در پرورش و خلاقیتهای محمود فرشچیان نقشی فوق العاده ارزشمند بود. استاد در بیان احساس و تجسم شعرگونه عواطف، به شیوه ای کاملا جدید موفق به هماهنگی و همگامی میان مضمون و محتوا و شکل و فرم نقاشی هایش گردید و این مشخصه اصلی کار او در نقاشی شد. فرشچیان در جوانی بسیار پرتلاش و خستگی ناپذیر به کار و طراحی نقوش مختلف می پرداخت. او در مطالعه آثار تاریخی شهر اصفهان (چهل ستون، عالی قاپو، مسجد شیخ لطف الله و ...) طرحهای اسلیمی و ختایی کاشیکاری های بی نظیر آن آثار سر از پا نمیشناخت و چون محققی موشکافانه این نقش ها را مطالعه میکرد. فرشچیان حتی در دوره سربازی نیز دست از قلم و رنگ برنداشت و آثاری دیدنی آفرید که مورد تشویق مقامات قرار گرفت. سال 1329 بعد از 6 سال فعالیت و کسب هنر در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان، فرشجیان به کسب دیپلم عالی نائل آمد. آثار سالهای شاگردی ایشان هنوز در مرکز هنرستان، موجود است. او در طراحی و شناخت و بکارگیری رنگها فوق العاده قدرتمند و قوی است. این قدرت قلم و صلابت و استواری خطوط قلم گیری است که از او هنرمندی پرآوازه و مشهور ساخته است. از نظر محتوا و مضمون، آثار استاد عمدتا با الهام از ادبیات عرفانی و باورهای مذهبی ساخته و پرداخته شده اند. سخن آخر اینکه امروز استاد فرشچیان از پس نزدیک به پنجاه سال کسب هنر و مهارت در کار نقاشی و خلق نقشهای دلنشین و جشم نواز، هنرمندی است که به جرآت میتوان او را صاحب سبک جدید در نقاشی ایرانی (مینیاتور) دانست. استاد فرشچیان در بین 100 هنرمند برتر قرن در جهان رتبه 35 را کسب کرد. جهت اطلاع اينكه، با تأسيس موزه استاد فرشچيان در مجموعه فرهنگي تاريخي سعد آباد اين امكان فراهم گرديده كه هنر دوستان عزيز و علاقه مند بتوانند آثار اين هنرمند بزرگ را در يك مجموعه ي ويژه مورد بازديد قرار دهند. [img width=297 height=480]http://i34.tinypic.com/2chp0ns.jpg[/img] تصويري از تابلوي ضامن آهو يكي از آثار برگزيده استاد فرشچيان استاد فرشچیان درباره نحوه طراحی شمایل امام رضا (ع) در این اثر میگوید: اول میخواستم امام رضا (ع) را در اين اثر از پشت سر طراحی کنم، ولی مقتضیات تابلو ایجاب میکرد که ایشان را از روبهرو تصویر کنم. هنگامی که به صورت حضرت رسیدم، نتوانستم آن گونه که میخواهم طرح را کار کنم. صورت، روزها و ساعتها دست نخورده ماند. بعدازظهر یک روز، مثل همیشه که هنگام نقاشی وضو میگیرم، وضو گرفتم و رو به مشهد ایستادم و زیارت خاصه حضرت رضا (ع) را خواندم، سپس رفتم سراغ تابلو و قلم را در دست گرفتم و شروع کردم، بدون آنکه قلم را بردارم یا طرح را عوض کنم، صورت را ساختم. وقتی هم که تمام شد، دیگر تغییری در آن ایجاد نکردم. همچنین، ایشان در مورد ویژگی این اثر میگوید: تمام عناصر تشکیلدهنده تابلوی "ضامن آهو" و همه ي خطوط و پرسوناژهای آن، معطوف به وجود حضرت ثامن الحجج (ع) بوده و همه منحنیها به سوی ایشان ختم میشوند بطوريكه در سمت راست بالاي تابلو هالهاي از نور فضاي تابلو را در برمي گيرد. پرسوناژ امام رضا (ع) از لحاظ رنگ و فرم هم طوری قرار گرفته است که در فراز باشد و باقی عناصر در فرود باشند. در چهره بچه آهوانی که به خدمت حضرت میآیند، حالتی از خوشحالی و شادمانی توأم با احترام دیده میشود که این احترام به صورت زانو زدن در برابر امام رضا (ع) متجلی است. |
|
|
|
| 2 کاربر برای این پست سودمند از golden_boy عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#8 |
|
محل سکونت: کوچه پس کوچه های زندگی
نوشته ها: 5,392
نوشته ها: 5,392
تشکر از دیگران: 9,213
تشکر شده 13,280 بار در 3,947 پست
تیم محبوب: سپــــــــــــاهان. رئال منچستر
بازیکن محبوب: محرم.هادی.احسان.رونالدو.کاسیاس
مربی محبوب: الکس فرگوسن.دل بوسکه
|
كمال الملك " ، ستاره پرفروغ سپهر هنر ايران زمين
" محمد غفاري كاشاني" ملقب به "كمالالملك" از نقاشان پر آوازه ايراني است كه از خطه هنر پرور كاشان برخاست و در سپهر هنر ايران زمين درخشيد. ويازنقاشان بزرگ دوره قاجاريه وازنام آوران تاريخ هنرايران واز خاندان هنرمند غفاري است كه عموما نقاش بودهاند. " ميرزا ابوالحسن مستوفي" (ابوالحسن اول )، " ميرزاابوالحسن ثاني" ( صنيعالملك) عموي پدر كمال الملك، "ميرزا ابوتراب " برادر " كمالالملك" و چند تن ديگر كه تمامي ايشان نام و آوازهاي در هنر نقاشي ايران دارند، همگي از همين خاندان هستند. نويسنده كتاب تاريخ هنرمندان كاشان درباره كمالالملك مينويسد: محمد غفاري فرزند " ميرزا بزرگ علوي" و "مريم شيباني"در سال ۱۲۷۵ه.ق در كاشان متولد شد و پسازتحصيل مقدماتي در نوجواني عازم تهران شد و به سرعت مقدمات هنري راپيمود وهرروزشهرتش افزون تر شد، بطوريكهبهزودي ملقب به "نقاشباشي" گشت و افتخار " معلم نقاشي شاه" را بدست آورد. " علي اصغر شاطري" در اين كتاب شرح حال " كمالالملك" را از زبان قلم خود او كه براي دكتر غني نوشته آورده و مينويسد: پدر من پيشخدمت " محمد شاه" و " ناصرالدين شاه" بود كه كمي نقاشي ميكرد، ولي از دوره وليعهدي ناصرالدين شاه پيشخدمت بود. دو سال هم پيشخدمت محمد شاه بود. در ادامه شرح حال كمالالملك آمده: مرا در سه سالگي به تهران فرستادند، منزل " آقا ميرزاعلي محمد خان" " مجيرالدوله" كه داييام بود و او من را فرستاد به مدرسه "دارالفنون" و داخل كلاس نقاشي شدم، بعد از دوسال، سالي بيست تومان مواجب برقرار شد و يك نشان نقرهاي علمي. در ادامه مينويسد: هشت سال تقريبا در دارلفنون بودم و شاه در عمارت "شمس العماره" اطاقي براي من معين كردند، بعد در عمارت " بادگير" منزلي دادند و در آنجا مشغول نقاشي شدم. كمال الملك درخاطرات خود سال تولد خود را"سفرسلطانيهي ناصرالدين شاه" مي داند. وي نوشته است : چون ناصرالدين شاه كشته شد به فكر مسافرت اروپا افتادم ، زيرا با"مظفرالدين شاه" افق من نگرفت، شروع به تعليم زبان فرانسه كردم و پس ازفوت ناصرالدين شاه يك سال و نيم در "فلورانس" ماندم و كمي هم زبان ايتاليايي ياد گرفتم. نويسنده كتاب تاريخ هنرمندان كاشان در ادامه شرح حال كمال الملك از قلم خود او به سفر او به "رم"، "ميلان"، "سوئيس" و "پاريس " اشاره كرده و مي نويسد: كمال الملك مدتي نيز در پاريس در موزه " لوورپاريس" مشغول كپي برداري و شناخت آثار هنري و ساخت چند تابلو ميشود. كمالالملك در سفر مظفرالدين شاه به اروپا مورد توجه او قرار ميگيرد و از او ميخواهد به ايران بازگردد، پس از مدتي شاهاز او تصاويري ميخواهد كه خلاف شرع و عفت و عرف است، ولي هنرمند بزرگ هنر خويش را مقدس دانسته و آن را آلوده نميكند. در سفر دوم مظفرالدين شاه به اروپا كمال الملك فرصت را غنيمت شمرده و به عتبات عاليات ميرود و دو سال در آنجا ميماند. كمال الملك درسال ۱۳۲۹ه.ق به آرزوي ديرينهي خود رسيد و " مدرسه مستظرفه " تاسيس و رياست آن به كمال الملك واگذار شد و او در آن مدرسه شاگردان زيادي تربيت كرد كه هر كدام چون ستارهاي در تاريخ هنر ايران درخشيدند. كمال الملك در آموزش هنر مينياتور و نقش قالينيزتلاش وافركرد و شاگردان زيادي پرورش داد. "پروفسور مهدي سجادي" هنرمند بزرگ معاصر مقيم اروپا درباره كمال الملك مي گويد: او علاوه بر هنر نقاشي و قالي بافي و خوشنويسي در هنر زيباسازي در طبيعت ذوق فراواني داشت. " محمد كريم زاده تبريزي" نيز از كمال الملك به عنوان فردي تيزدست در مجسمهسازي نام ميبرد. محمد غفاري معروف به كمال الملك پس از عمري تلاش در عرصه هنر در ۲۷ مرداد سال ۱۳۱۹ه.ش در نيشابور ديده از جهان فرو بست و در كنار آرامگاه "شيخ فريدالدين عطار نيشابوري" به خاك سپرده شد. " حوضخانهي صاحب قرانيه"، " آبشار دوقلو"، " شكارگاه" ، " دورنماي عمارت گلستان"،" دونماي دهكدهي امامه"،دورنماي درهزانوس"وتصاوير بسياري از بزرگان و شخصيتها از جمله ۱۰۲اثر نقاشي و هنري اين هنرمند بزرگ كشورمان است. |
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از golden_boy عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#9 |
|
نوشته ها: 244
نوشته ها: 244
تشکر از دیگران: 0
تشکر شده 4 بار در 4 پست
|
علیرضا افتخاری از خوانندگان موسیقی ایرانی است.
در سال فروردین ۱۳۳۷ در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. استاد نخست ایشان ؛ استاد طباطبایی نوازندهٔ روشندل ویولون بودند که به پیشرفت افتخاری کمکهای شایانی نمودند.به طوری که صفحاتی از افتخاری در نوجوانی توسط شرکت رویال در استودیو طنین ضبط شد. اما وقتی در ۱۴ سالگی نزد استاد تاج اصفهانی ؛ افتخار شاگردی نصیبشان شد , استاد ایشان را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشتند و یادگیری کامل ردیفها را از وی خواستند. افتخاری با پشتکار و علاقه خاصی فرمودههای استاد را آویزهٔ گوش خود میکرد و سعی میکرد که بیشترین بهره را از وجودشان ببرد. شاگردی استاد بزرگی چون تاج اصفهانی نقطه عطفی در زندگی هنری افتخاری بود به طوری که افتخاری موفقیتهایش را مرهون استاد تاج میداند و از ایشان همیشه به احترام و نیکی یاد میکند. در سال ۱۳۶۰ که استاد تاج به دیار باقی شتافتند؛ افتخاری به نزد استاد دادبه رفت. استادی که علی رغم اینکه استاد معروفی در زمره موسیقی ایران نبود، اما دارای گوش و هوش موسیقایی قوی بود و سهم به سزایی در احیای دشتستانی داشت. استاد دادبه با افتخاری آواز و دو بیتی محلی و نیز صدا سازی کار کرد. در سال ۱۳۵۷ در سن ۲۲ سالگی در آزمون باربد (که شامل سی لحن آوازی است) زیر نظر علیاکبر خان شهنازی، دکتر مهدی برکشلی، دکتر مهدی فروغ، دکتر داریوش صفوت و علی تجویدی، موفق به دریافت جایزه اول شد. علیرضا افتخاری به شیوههای آوازخوانی تاج، ادیب خوانساری، دادبه و طاهر زاده مسلط است. در سال ۱۳۶۰ پس از فوت استاد تاج اصفهانی نزد استادان دیگری چون حسن کسایی، جلیل شهناز، دادبه، محمدرضا شجریان رفت و از آنان در زمینه گوشهها و ردیفهای آوازی کسب معلومات نمود. وی از سال ۱۳۵۷ همکاریش را با رادیو و از سال ۱۳۶۳ همکاریش را با تالار وحدت و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز کرد. افتخاری در سالهای اولیه دهه شصت ؛ اجراهای خصوصی نیز به همراه اساتیدی نظیر : کسایی ؛ بدیعی، بیگجه خانی و شهناز داشتند. البته این آثار تک نسخهای هستند و هیچگاه منتشر نشدند. در سال ۶۴-۶۳ با آوازی به نام قصه گیسو در ماهور و با نی کیانی نژاد در فیلم امیر کبیر صدای ایشان از تلویزیون پخش شد. افتخاری بعد از آتش دل بنا به فرموده مرحوم پدر، تا سه سال نخواند و بعد از سه سال با موافقت آن مرحوم کارهایی نظیر راز و نیاز با استاد حسین علیزاده و مهروزان با استاد کیانی نژاد را اجرا نمود. در همین سالها در برنامه تماشاگه راز به همراهی اساتیدی نظیر جلال ذوالفنون، بهزاد فروهری، شهریار فریوسفی و... به ارائه آثاری بداهه خوانی و نیز قطعات ضربی نمود که نمونهای از این آثار در آلبوم مستانه و شب عاشقان بعدها عرضه شد. در اواخر دهه هفتاد نیز کنسرتها از سر گرفته شد اما این بار در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که نمونهای از این کنسرتها، کنسرت لندن است که آلبوم آن منتشر شدهاست. استاد افتخاری سه دختر دارند. دختر اول ایشان خانم الهام افتخاری متولد ۱۳۵۸ میباشند. افتخاری در سالهای گذشته در شهرهای اصفهان و تهران به تدریس آواز نیز مشغول بودهاست. ولی در حال حاضر به خاطر مشکلات کاری زیاد در صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد کلاسهای آموزشی وی برگزار نمیشود. |
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از TALA عزیز تشکر کرده اند: |
|
|
#10 |
|
نوشته ها: 244
نوشته ها: 244
تشکر از دیگران: 0
تشکر شده 4 بار در 4 پست
|
نصرالله معین (متولد ۱۳۲۶ در نجف آباد اصفهان) خواننده سرشناس [[موسیقی پاپ ایرانی است. او بیشتر با نام معین شناخته میشود. وی هماکنون مقیم آمریکا است و در شهر سانتا روزا، کالیفرنیا زندگی میکند. [ویرایش] زندگینامه وی در خانوادهای ۱۳ نفره همراه با ۴برادر و۷ خواهر بزرگ شد. خانوادهای که از نظر مالی در سطحی متوسط قرار داشتند. معین همچون دیگر ستارگان به نام موسیقی کشور از همان دوران کودکی علاقه خود را به آواز، در خواندن قران و اشعار شعرای نامی ایرانی نشان داده بود.
معین در سن ۱۸ سالگی نزد بزرگترین اساتید آواز آن زمان همچون استاد تاج اصفهانی و استاد حسن کسایی به یادگیری گوشهها و دستگاههای آواز ایرانی پرداخت. بعدها معین از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ در هتل عباسی و کاباره هزار و یک شب به اجرای برنامه مشغول شد. دیری نگذشت که نام معین نه تنها در اصفهان بلکه در میان علاقه مندان به موسیقی در سراسر ایران شنیده میشد. وابستگی بیش از حد معین به زادگاهش سبب شد تا وی نتواند همزمان با دیگر خوانندگان هم سن و سال خود که در آن موقع در تهران مشغول بودند کار کند. همین مسئله باعث شد تا معین اولین کار خود را در سال ۱۳۵۹ با عنوان ""یکی را دوست میدارم"" روانه دنیای موسیقی کند. اما نکته مهم این بود که یکی را دوست میدارم با ترانهای از مسعود امینی و آهنگی از معین آنچنان در میان مردم جا باز کرد که این اثر پس از مدتی کوتاه از مرزهای ایران گذشت و توسط خوانندگان ایرانی که پس از انقلاب به امریکا مهاجرت کرده بودند خوانده شد. هایده ، ابی و عارف از جمله معروف ترین این افراد بودند. معین یک شبه راهی را که بسیاری برای ان سالها کار کرده بودند پیموده بود و اینک به آوازه خوانی نامی تبدیل شده بود. معین پس از انقلاب و حتی بعد از اجرای اولین کار خود همچنان به علت وابستگیهای خویش در ایران مانده بود، اما دیگر چارهای جز ترک وطن نداشت. معین به سال ۱۳۶۰ ایران را با هدف رسیدن به آمریکا به مقصد اسپانیا ترک کرد. شاید بهترین خاطره از این ماجرا ترانه ""حیران"" سروده اردلان سرفراز است که در همان سالهای انقلاب و اوج گیری معین به وی تقدیم شد. که درآن اردلان پس از صحبت از اوضاع موجود در کشور پس از انقلاب به صدای معین اشاره میکند که در این تنهایی مطلق فقط دست تو بر در زد و از خروج اجباری معین از کشور میگوید (این ترانه بعدها توسط معین با اهنگی از خودش خوانده شد). معین مدتی در اسپانیا اقامت داشت ودر آنجا به اجرای برنامه در کلوپها پرداخت. پس از مدتی و به کمک دوستان خود و همچنین همکاری خانم هایده راهی آمریکا شد تا معین وارد مرحله دیگری از کار هنری خود شود. مرحلهای که باید دور از وطن در دیار غربت سپری میشد. معین در سال ۱۳۶۲ اولین آلبوم مستقل خود را با نام "میپرستم" از شرکت ترانه راهی بازار کرد. میپرستم با ترانه زیبایی از معین و آهنگ کاظم رزازان به همراه دیگر آهنگهای البوم توانست تا فروش بالایی را برای اولین البوم معین داشته باشد. معین در کنار هایده تشکیل یک زوج هنری بسیار حرفهای را داده بودند و البوم "گلهای غربت" با صدای این دو توانست پرفروش ترین آلبوم سال شود اما این زوج هنری با فوت هایده از میان رفت، که این مسئله ضربهای جبران ناپذیر به موسیقی ایرانی وارد کرد. معین یک بار دیگر توانست با آلبوم پریچه در سال ۱۳۶۴ با اهنگهایی از فرید زولاند و بیژن مرتضوی پرفروش ترین آلبوم سال را منتشر کند. پریچه اثری ماندگار از معین با ترانهای از اردلان سرفراز که به یاد مادر سروده شده بود. معین در سال ۱۳۶۸ در سن ۳۸ سالگی با خانمی ایرانی در آمریکا ازدواج کرد. وی در همان سال آلبوم "صبحت بخیرعزیزم" را روانه بازار کرد. دوسال بعد یعنی در سال ۱۳۷۰ اولین فرزند معین متولد شد ، و شاید تاثیر ترانه زیبای پریچه سبب شد تا معین نام دخترش را پریچهر بگذارد . در همان سال آهنگ "سکه" به عنوان هدیه نوروزی معین پخش شد، و پس از ان آلبوم "تولد عشق" را راهی دنیای موسیقی کرد. بی شک ماندگار ترین ترانه این البوم اثر((میلاد)) است . ترانهای بی نظیر از همایون هوشیار نژاد در کنار آهنگی از حسن شماعی زاده سبب شد تا معین یک بار دیگر هنر خود را به رخ بکشاند. معین در سال ۱۳۷۴ از همسر خود جدا شد، و تا مدتی در تنهایی به سر برد. وی در سال ۱۳۷۸ مجددا ازدواج میکند اما این بار با خانمی کانادایی به نام پانته آ ، که حاصل ان دختری دیگر به نام ستاره بود . انتشار البوم" پرواز" در سال ۱۳۷۹ پرواز شکوهمندانه دیگری بود برای معین در آسمان هنر ایرانی . ۱۳۸۱ انتشار البوم "لحظهها" ، آلبومی که در سطحی فوق العاده و بالاتر از موسیقی زمان خویش منتشر شده بود اثر لحظهها با آهنگی خاص و کاملا حرفهای از حسن شماعی زاده و آوای معین کار را به اثری ماندگار در موسیقی ایرانی تبدیل کرد . بی شک در آن زمان کسی نمیدانست برای شنیدن آلبوم بعدی معین باید چیزی در حدود شش سال انتظار بکشد . معین یک بار دیگر در سال ۱۳۸۲ طعم تلخ جدایی را چشید و از همسر خود طلاق گرفت. وی در همین سالها یکی از برادران خویش (فتح الله) را نیز از دست داد . این جریانات سبب شد تا نزدیک به یک سال از موسیقی کناره گیری کند . در اواخر سال ۱۳۸۳ معین شرایط روحی خود را بدست آورد و برای انتشار آلبوم بعدی خود آماده شد. در این میان حجم بالای کارهای ارائه شده به معین و مسائل دیگر از جمله حساسیت معین برای ارائه آلبوم ماندگار دیگر سبب شد تا انتشار آن مرتبا به تعویق بیافتد . اما معین در این میان ۳ کار از آلبوم خود به نامهای خوشبینی ، طلوع و بت پرست را منتشر کرد . پاییز سال ۱۳۸۶انتشار البوم طلوع . معین دوباره برگشته بود با کارهایی رویایی و..... آلبومی با همکاری اساتیدی چون بابک بیات ، فضل الله توکل ، صادق نوجوکی ، کاظم عالمی ، بابک رادمنش |
|
|
|
| یک کاربر برای این پست سودمند از TALA عزیز تشکر کرده اند: |
![]() |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|